دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی impermissible به فارسی

ناروا، ممنوع، غیرمجاز

بریتانیایی: /ˌɪm.pəˈmɪs.ə.bəl/ آمریکایی: /ˌɪm.pɚˈmɪs.ə.bəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From im- + permissible.

صفت

صفت تفضیلی
more impermissible
صفت عالی
most impermissible
۱.

ناروا، ممنوع، غیرمجاز

Not permissible; not to be permitted or allowed.

It is impermissible to smoke in the hospital.

سیگار کشیدن در بیمارستان ناروا است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه impermissible را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.