دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی imminent به فارسی
قریبالوقوع، نزدیک، در راه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin imminēre, meaning to overhang.
صفت
- صفت تفضیلی
- more imminent
- صفت عالی
- most imminent
Imminent often implies adverse effects such as danger, threat, or death.
Not to be confused with eminent or immanent.
قریبالوقوع، نزدیک، در راه
About to happen very soon, especially of something unpleasant.
The enemy's defeat is imminent.
شکست دشمن نزدیک است.
مترادفها: impending، immediate
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه imminent را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.