دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی idiosyncrasy به فارسی
تکویژگی، خصیصهی فردی، رفتار یا طرز فکر مشخصهی یک شخص
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Ancient Greek idiosunkrasía, meaning one's own temperament.
اسم
- جمع
- idiosyncrasies
- شمارشپذیری
- countable
تکویژگی، خصیصهی فردی، رفتار یا طرز فکر مشخصهی یک شخص
A behavior or way of thinking that is characteristic of a person.
She gradually adjusted to her husband's idiosyncrasies.
او کمکم خود را با تکویژگیهای شوهرش وفق داد.
مترادفها: eccentricity، foible، habit، mannerism، oddity، quirk، vagary
ویژگی منحصر به فرد یک فرد یا گروه، تکویژگی گروهی
A language or behaviour that is particular to an individual or group.
The idiosyncrasies of his writing style are unmistakable.
ویژگیهای منحصر به فرد سبک نوشتاری او غیرقابل انکار است.
واکنش فردی (نسبت به دارو یا خوراک و غیره)
A peculiar individual reaction to a generally innocuous substance or factor.
Her idiosyncrasy to strawberries means she gets a rash whenever she eats them.
واکنش فردی او نسبت به توتفرنگیها باعث میشود که هر وقت آنها را بخورد، دچار جوش پوستی شود.
ویژگی متمایزکننده، نکتهای که برای تشخیص یا شناسایی به کار میرود
A peculiarity that serves to distinguish or identify.
He mastered the idiosyncrasies of English spelling and speech.
او بر ویژگیهای متمایزکنندهی املایی و گفتاری انگلیسی تسلط یافت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه idiosyncrasy را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.