دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی framework به فارسی
چارچوب، اسکلت، ساختار پشتیبان
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From frame + work.
اسم
- جمع
- frameworks
- شمارشپذیری
- countable
چارچوب، اسکلت، ساختار پشتیبان
A support structure comprising joined parts or particles with open spaces.
The steel framework supports the entire building.
اسکلت فولادی کل ساختمان را نگه میدارد.
اسکلت ساختمان، چهارچوب سازه
The arrangement of support beams that determine a building's shape and size.
The framework of the house was completed in a week.
اسکلت خانه در یک هفته تکمیل شد.
شاخههای اصلی درخت، ساختار شاخهها
The larger branches of a tree that determine its shape.
The tree's framework was visible after the leaves fell.
پس از ریزش برگها، شاخههای اصلی درخت نمایان شد.
چارچوب مفهومی، ساختار اساسی
A basic conceptual structure.
These principles form the framework of the theory.
این اصول چارچوب نظریه را تشکیل میدهند.
چارچوب نرمافزاری، فریمورک
A reusable piece of code providing a standard environment for application development.
We built the app using a popular web framework.
ما برنامه را با استفاده از یک فریمورک وب محبوب ساختیم.
واژههای خاصتر: architectural framework، entity framework، software framework
چارچوب دستوری، نظام قواعد زبانی
An established system of rules and principles for analyzing language structure.
The grammatical framework helps describe sentence structure.
چارچوب دستوری به توصیف ساختار جمله کمک میکند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه framework را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.