دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی forgiveness به فارسی
عفو، بخشش، بخشایش، گذشت، آمرزش
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English forgiveness, from Old English forġiefnes, equivalent to forgive + -ness.
اسم
- جمع
- forgivenesses
- شمارشپذیری
- usually uncountable
عفو، بخشش، بخشایش، گذشت، آمرزش
The action of forgiving.
He begged for forgiveness after being caught stealing from the shop.
او پس از دستگیری به خاطر دزدی از مغازه، طلب بخشش کرد.
مترادفها: remission
بخشایندگی، بخشندگی، تمایل به عفو و گذشت
Readiness to forgive.
Forgiveness is essential for healing broken relationships.
بخشندگی برای بهبود روابط شکسته ضروری است.
مترادفها: mercy
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه forgiveness را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.