دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی forge به فارسی

کوره (ریخته‌گری و آهنگری)

بریتانیایی: /fɔːdʒ/ آمریکایی: /fɔːrdʒ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

ریشه‌شناسی

From Old French forge, from Latin fabrica, meaning workshop.

اسم

جمع
forges
شمارش‌پذیری
countable
۱.

کوره (ریخته‌گری و آهنگری)

A furnace or hearth where metals are heated prior to hammering them into shape.

The blacksmith heated the metal in the forge before shaping it into a sword.

آهنگر فلز را در کوره گرم کرد قبل از اینکه آن را به شکل شمشیر درآورد.

۲.

دکان آهنگری، آهنگرخانه

A workshop in which metals are shaped by heating and hammering them.

The blacksmith worked in the forge all day.

آهنگر تمام روز را در دکان آهنگری کار کرد.

مترادف‌ها: smithy، smithery

۳.

آهن‌ورزی، عمل شکل‌دادن فلز با حرارت و چکش

The act of beating or working iron or steel.

The forge of the metal took several hours.

آهن‌ورزی فلز چندین ساعت طول کشید.

۴.

پلتفرم همکاری تحت وب برای توسعه و اشتراک نرم‌افزار

رایانش

A Web-based collaborative platform for developing and sharing software.

The project is hosted on a popular software forge.

پروژه روی یک پلتفرم نرم‌افزاری محبوب میزبانی می‌شود.

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

From Middle English forgen, from Old French forgier, from Latin fabrico, meaning to frame or construct.

فعل

سوم‌شخص مفرد
forges
وجه وصفی حال
forging
گذشته ساده
forged
اسم مفعول
forged
۵.

با حرارت و چکش‌کاری به آهن شکل دادن، آهن‌ورزی کردن

گذرامتالورژی

To shape a metal by heating and hammering.

The blacksmith used a hammer to forge the iron into a sword.

آهنگر با استفاده از چکش آهن را به شکل شمشیر درآورد.

۶.

با تلاش هماهنگ شکل دادن یا ایجاد کردن

گذرا

To form or create with concerted effort.

The workers tried to forge an alliance with the farmers.

کارگران کوشیدند با کشاورزان همبستگی ایجاد کنند.

۷.

جعل کردن، از خود ساختن

گذرا

To create a forgery of; to make a counterfeit item of; to copy or imitate unlawfully.

He forged my signature.

او امضای مرا جعل کرد.

۸.

جعلی ساختن، تقلبی درست کردن

گذرا

To make falsely; to produce something untrue or not genuine; to fabricate.

The jury learned the documents had been forged.

هیئت منصفه فهمید که اسناد جعلی بوده‌اند.

مدخل ۳

ریشه‌شناسی

Alteration of force, perhaps influenced by forge (noun), originally nautical.

فعل

سوم‌شخص مفرد
forges
وجه وصفی حال
forging
گذشته ساده
forged
اسم مفعول
forged
۹.

پیوسته پیش رفتن (علی‌رغم اشکالات)

ناگذرا

To move forward heavily and slowly; to advance gradually but steadily, especially against resistance.

We forged steadily northward through the heavy snow.

از میان برف سنگین مرتباً به سوی شمال جلو می‌رفتیم.

۱۰.

ناگهان و تند پیشرفت کردن، جلو رفتن

ناگذرا

To advance or move with an abrupt increase in speed or energy.

With seconds left in the race, the runner forged into first place.

در ثانیه‌های پایانی مسابقه، دونده ناگهان به مقام اول رسید.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه forge را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.