دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی forfeiture به فارسی
مصادره، از دست دادن اموال به حکم قانون
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English forfeture, from Old French forfaiture.
اسم
- جمع
- forfeitures
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
مصادره، از دست دادن اموال به حکم قانون
A legal action whereby a person loses all interest in the forfeit property.
The court ordered the forfeiture of his property because he failed to pay his debts.
دادگاه دستور به مصادره اموال او داد زیرا او نتوانست بدهیهایش را بپردازد.
مصادره، از دست دادن اموال به عنوان جریمه
The loss of forfeit property.
The company faced the forfeiture of its assets due to unpaid taxes.
شرکت به دلیل مالیاتهای پرداخت نشده با مصادره داراییهایش مواجه شد.
مال مصادره شده، مال از دست رفته به عنوان جریمه
The property lost as a forfeit.
The forfeiture was sold at auction.
مال مصادره شده در حراج فروخته شد.
از دست دهی، زیان ناشی از اعمال خود
Any loss occasioned by one's own actions.
He regretted the forfeiture of his reputation.
او از از دست دادن اعتبار خود پشیمان بود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه forfeiture را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.