دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی forceful به فارسی
نیرومند، قوی، پرزور، زورمند، موثر، کاری، باورانگیز
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: forcefull archaic
ریشهشناسی
From force + -ful.
صفت
- صفت تفضیلی
- more forceful
- صفت عالی
- most forceful
نیرومند، قوی، پرزور، زورمند، موثر، کاری، باورانگیز
Capable of either physical or coercive force; powerful.
a forceful plea for peace
لابهی موثر برای صلح
a forceful speaker
سخنران موثر (توانا)
her forceful style of writing
سبک غنی نویسندگی او
مترادفها: forcible
متضادها: gentle
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه forceful را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.