دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی forceful به فارسی

نیرومند، قوی، پرزور، زورمند، موثر، کاری، باورانگیز

بریتانیایی: /ˈfɔːs.fəl/ آمریکایی: /ˈfɔːrs.fəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: forcefull archaic

ریشه‌شناسی

From force + -ful.

صفت

صفت تفضیلی
more forceful
صفت عالی
most forceful
۱.

نیرومند، قوی، پرزور، زورمند، موثر، کاری، باورانگیز

Capable of either physical or coercive force; powerful.

a forceful plea for peace

لابه‌ی موثر برای صلح

a forceful speaker

سخنران موثر (توانا)

her forceful style of writing

سبک غنی نویسندگی او

مترادف‌ها: forcible

متضادها: gentle

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه forceful را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.