دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی firebrand به فارسی
چوب آتش گرفته، ترکهی مشتعل، نیم سوز، اخگر
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English fyr-brand, equivalent to fire + brand; cognate with German Feuerbrand.
اسم
- جمع
- firebrands
چوب آتش گرفته، ترکهی مشتعل، نیم سوز، اخگر
A torch or other burning stick with a flame at one end.
He used a firebrand to ignite the campfire.
او از یک چوب آتش گرفته برای روشن کردن آتش اردوگاه استفاده کرد.
آتش افروز، آشوب آفرین، شورش انگیز
An argumentative troublemaker or revolutionary; one who agitates against the status quo.
The politician was known as a firebrand for his provocative speeches.
آن سیاستمدار به خاطر سخنرانیهای تحریکآمیزش به عنوان آدم آتش افروز شناخته میشد.
مترادفها: radical، revolutionary، troublemaker
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه firebrand را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.