دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی revolutionary به فارسی
انقلابی، مربوط به انقلاب
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French révolutionnaire; equivalent to revolution + -ary.
صفت
- صفت تفضیلی
- more revolutionary
- صفت عالی
- most revolutionary
انقلابی، مربوط به انقلاب
Of or pertaining to a revolution in government; tending to, or promoting, revolution.
revolutionary war
جنگ انقلابی
تحولآور، بنیادین
Pertaining to something that portends great change; overthrowing a standing mindset.
a revolutionary new tool
ابزار تحولآمیز جدید
انقلابی، تحولآفرین
Pertaining to something that revolves.
a revolutionary new design
یک طراحی انقلابی جدید
اسم
- جمع
- revolutionaries
انقلابی، خواهان انقلاب
A revolutionist; a person who revolts.
The revolutionary leader inspired the people to fight for change.
رهبر انقلابی مردم را به مبارزه برای تغییر تشویق کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه revolutionary را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.