دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی revolutionary به فارسی

انقلابی، مربوط به انقلاب

بریتانیایی: /ˌrev.əˈluː.ʃən.ər.i/ آمریکایی: /ˌrev.əˈluː.ʃən.er.i/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From French révolutionnaire; equivalent to revolution + -ary.

صفت

صفت تفضیلی
more revolutionary
صفت عالی
most revolutionary
۱.

انقلابی، مربوط به انقلاب

Of or pertaining to a revolution in government; tending to, or promoting, revolution.

revolutionary war

جنگ انقلابی

۲.

تحول‌آور، بنیادین

Pertaining to something that portends great change; overthrowing a standing mindset.

a revolutionary new tool

ابزار تحول‌آمیز جدید

۳.

انقلابی، تحول‌آفرین

علوم

Pertaining to something that revolves.

a revolutionary new design

یک طراحی انقلابی جدید

اسم

جمع
revolutionaries
۴.

انقلابی، خواهان انقلاب

A revolutionist; a person who revolts.

The revolutionary leader inspired the people to fight for change.

رهبر انقلابی مردم را به مبارزه برای تغییر تشویق کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه revolutionary را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.