دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی feign به فارسی

وانمود کردن، تظاهر کردن به، خود را به... زدن

بریتانیایی: /feɪn/ آمریکایی: /feɪn/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

فعل

سوم‌شخص مفرد
feigns
وجه وصفی حال
feigning
گذشته ساده
feigned
اسم مفعول
feigned
۱.

وانمود کردن، تظاهر کردن به، خود را به... زدن

گذرا

To pretend to feel or have (a feeling, illness, etc.).

She feigned interest in the conversation.

او تظاهر به علاقه به گفتگو کرد.

۲.

از خود درآوردن، دروغ پردازی کردن، اختراع کردن

گذرا

To invent or fabricate (a story, excuse, etc.).

He feigned a story about being sick.

او داستانی درباره بیمار بودن از خود درآورد.

۳.

تظاهر کردن به، خود را به... زدن

گذرا

To imitate or simulate (an action, condition, etc.).

She feigned a limp.

خود را به شلی زد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه feign را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.