دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی feminism به فارسی

حالت زنانه بودن؛ زنانگی

بریتانیایی: /ˈfem.ɪ.nɪ.zəm/ آمریکایی: /ˈfem.ə.nɪ.zəm/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From French féminisme, from Latin fēminīnus, from fēmina 'woman'.

اسم

جمع
feminisms
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

حالت زنانه بودن؛ زنانگی

منسوخ

The state of being feminine; femininity.

In the genteel salon, feminism was celebrated as the hostess’s refined femininity and quiet grace.

در سالن باوقار، feminism به عنوان زنانگیِ صیقل یافته و وقار خاموش میزبان گرامی داشته می‌شد.

۲.

جنبش برابری زن و مرد، جنبش آزادی زنان

A social theory or political movement which argues that legal and social restrictions on women must be removed in order to bring about equality of the sexes in all aspects of public and private life.

Feminism is the movement for gender equality and women's liberation.

فمینیسم جنبش برابری زن و مرد و آزادی زنان است.

متضادها: antifeminism

واژه‌های هم‌رده: masculism

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه feminism را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.