دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی farcical به فارسی

شادمایشی، پر ادا و اطوار، دلقک‌مانند، مضحک

بریتانیایی: /ˈfɑː.sɪ.kəl/ آمریکایی: /ˈfɑːr.sɪ.kəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

ریشه‌شناسی

From farce + -ical, after comical etc.

صفت

صفت تفضیلی
more farcical
صفت عالی
most farcical
۱.

شادمایشی، پر ادا و اطوار، دلقک‌مانند، مضحک

Resembling a farce; ludicrous; absurd.

The play was so farcical that the audience couldn't stop laughing.

نمایش آنقدر شادمایشی بود که تماشاگران نمی‌توانستند جلوی خنده خود را بگیرند.

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

From farcy + -ical.

صفت

Not comparable.

۲.

مربوط به بیماری مشمشه در اسب

دامپزشکیمنسوخنادر

Pertaining to farcy.

The farcical lesions along the horse’s lymphatic vessels were noted in the old veterinary treatise as a diagnostic feature of farcy.

ضایعات فارسیكال در امتداد رگ‌های لنفی اسب در رسالهٔ قدیمی دامپزشکی به‌عنوان ویژگی تشخیصی مشمشه یاد شده بود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه farcical را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.