دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی fascination به فارسی
افسونگری، جادوگری
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin fascinare, meaning to bewitch.
اسم
- جمع
- fascinations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
افسونگری، جادوگری
The act of bewitching or enchanting.
The witch's fascination enthralled the prince, and he moved about as if under a spell.
افسونِ جادوگر شاهزاده را شیفته کرد و او مانندِ تحتِ اثرِ طلسم در حرکت بود.
مترادفها: enchantment، witchcraft
شیفتگی، مجذوبشدگی، شیدایی
The state or condition of being fascinated.
To my fascination, the skies turned all kinds of colours.
در کمال شگفتی، آسمان به رنگهای گوناگونی درآمد.
چیز جذاب، مایهی شیفتگی
Something which fascinates.
Life after death had always been a great fascination to him.
زندگی پس از مرگ همیشه برای او بسیار جذاب بود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه fascination را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.