دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی fanaticism به فارسی

تعصب، افراطی‌گری، جزمی بودن، کوته‌فکری، تندروی

بریتانیایی: /fəˈnæt.ɪ.sɪ.zəm/ آمریکایی: /fəˈnæt̬.ɪ.sɪ.zəm/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: phanaticism archaic

ریشه‌شناسی

From fanatic + -ism.

اسم

جمع
fanaticisms
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

تعصب، افراطی‌گری، جزمی بودن، کوته‌فکری، تندروی

The characteristic or practice of being a fanatic.

His fanaticism about his political beliefs often leads to heated arguments.

تعصب او نسبت به عقاید سیاسی‌اش اغلب منجر به بحث‌های داغ می‌شود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه fanaticism را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.