دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی familiarize به فارسی
آشنا کردن، خو دادن، شناساندن
آمریکایی: /fəˈmɪl·jəˌrɑɪz/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: familiarise UK
ریشهشناسی
From familiar + -ize.
فعل
- سومشخص مفرد
- familiarizes
- وجه وصفی حال
- familiarizing
- گذشته ساده
- familiarized
- اسم مفعول
- familiarized
۱.
آشنا کردن، خو دادن، شناساندن
گذراناگذرا
To make or become familiar with something or someone.
You must first familiarize yourself with the new job.
اول باید به این شغل جدید آشنا بشوید.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه familiarize را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.