دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی fail-safe به فارسی
که در صورت خرابی آسیب بیموردی وارد نمیکند.
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From fail + safe.
صفت
که در صورت خرابی آسیب بیموردی وارد نمیکند.
That does not cause undue damage in the event of failure.
The system is failsafe, because everything is backed up automatically.
سیستم خراب آسود است، زیرا همه چیز به طور خودکار پشتیبانگیری میشود.
طراحیشده برای خاموش شدن ایمن در مواقع اضطراری
Designed to shut off for safety if an emergency occurs.
The nuclear power plant has a fail-safe system to prevent accidents.
نیروگاه هستهای دارای سیستمی خراب آسود است تا از وقوع حوادث جلوگیری کند.
اسم
- جمع
- fail-safes
دستگاه یا مکانیزم خراب آسود
A device, mechanism or measure designed to make something fail-safe.
The engineer installed a fail-safe to prevent overheating.
مهندس یک دستگاه خراب آسود نصب کرد تا از داغ شدن بیش از حد جلوگیری کند.
فعل
- سومشخص مفرد
- fail-safes
- وجه وصفی حال
- fail-safing
- گذشته ساده
- fail-safed
- اسم مفعول
- fail-safed
به طور خودکار جبران کردن در صورت خرابی
To compensate automatically, in the event of a failure.
The system will fail-safe if a component breaks.
اگر یک قطعه خراب شود، سیستم به طور خودکار جبران میکند.
خراب آسود کردن، مجهز به دستگاه خراب آسود کردن
To make a device or mechanism fail-safe, or to add a fail-safe device or mechanism to an existing system.
They fail-safed the old machinery with new sensors.
آنها ماشینآلات قدیمی را با سنسورهای جدید خراب آسود کردند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه fail-safe را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.