دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی faculty به فارسی
هیئت علمی، استادان، معلمان
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin facultas, meaning capability or ability.
اسم
- جمع
- faculties
هیئت علمی، استادان، معلمان
The academic staff at schools, colleges, universities or not-for-profit research institutes, as opposed to the students or support staff.
a faculty meeting
جلسهی استادان (یا معلمان)
دانشکده
A division of a university.
She transferred from the Faculty of Science to the Faculty of Medicine.
او از دانشکدهی علوم به دانشکدهی پزشکی منتقل شد.
استعداد، قوه، توانایی
An ability, power, or skill (often in the plural).
He lived until he reached the age of 90 with most of his faculties intact.
او تا ۹۰ سالگی زندگی کرد در حالی که بیشتر قوای خود را حفظ کرده بود.
اجازهی ویژه، اختیار
An authority, power, or privilege conferred by a higher authority.
The bishop granted Father Michael the faculty to perform marriages in the parish.
اسقف به پدر مایکل اجازهی ویژه داد تا مراسم ازدواج را در کلیسا انجام دهد.
مجوز تغییر در کلیسا
A licence to make alterations to a church.
The church needed a faculty to install new windows.
کلیسا برای نصب پنجرههای جدید نیاز به مجوز داشت.
اعضای یک حرفه
The members of a profession.
the medical faculty
اعضای حرفه پزشکی
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه faculty را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.