دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی fairly به فارسی
منصفانه، دادورانه، دادگرانه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English fayrly, from fair + -ly.
قید
- صفت تفضیلی
- more fairly، fairlier
- صفت عالی
- most fairly، fairliest
This is a non-descriptive qualifier, similar to quite and rather. The meaning can vary with tone of voice and stress.
منصفانه، دادورانه، دادگرانه
In a fair manner; justly or without bias.
A jury is expected to ensure that the accused is fairly judged.
از هیئت منصفه انتظار میرود که متهم منصفانه محاکمه شود.
مترادفها: justly، frankly
به طور مساعد، به خوشیمنی، به راحتی
Favorably; auspiciously; commodiously.
a town fairly situated for foreign trade
شهری که موقعیت مناسبی برای تجارت خارجی دارد
صادقانه، به درستی
Honestly; properly.
Consumer laws aim to have consumers fairly treated.
قوانین مصرفکننده هدفشان این است که با مصرفکنندگان به درستی رفتار شود.
به آرامی، به نرمی
Softly; quietly; gently.
He spoke fairly to everyone in the meeting, listening with respect.
او در جلسه با همه به آرامی صحبت کرد و با احترام گوش داد.
تا اندازهای، نسبتاً
Partly, not fully; somewhat.
The weather this weekend will be fairly dry.
هوای این آخر هفته نسبتاً خشک خواهد بود.
مترادفها: somewhat، pretty، quite
تقریباً، عملاً
Almost; practically.
The campsite was fairly quiet after dusk, with only a distant owl for company.
محل کمپ بعد از غروب آرام نسبتاً بود و تنها جغدی دوردست با آن همراهی میکرد.
به طور خوانا و مرتب
Of handwriting: neatly and legibly.
She wrote fairly in a neat hand, the letters clean and easy to read.
او با خطی مرتب و خوانا نوشت، حروف تمیز و خوانا بود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه fairly را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.