دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی faction به فارسی

دسته، دار و دسته، فراکسیون، جناح، باند، فرقه

بریتانیایی: /ˈfæk.ʃən/ آمریکایی: /ˈfæk.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

ریشه‌شناسی

From Middle French faction, from Latin factio, a group of people acting together.

اسم

جمع
factions
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

دسته، دار و دسته، فراکسیون، جناح، باند، فرقه

countable

A group of people, especially within a political organization, which expresses a shared belief or opinion different from others.

warring factions within the party

دستجات متخاصم در داخل حزب

۲.

نزاع، اختلاف، تفرقه

uncountable

Strife; discord.

faction within the party

تفرقه در داخل حزب

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

Blend of fact and fiction.

اسم

شمارش‌پذیری
uncountable
۳.

داستان استوار بر واقعیات (در برابر داستان استوار بر تخیلات)

ادبیاتفیلم

A form of literature, film, etc., that treats real people or events as if they were fiction; a mix of fact and fiction.

The book was a faction, blending historical facts with a compelling narrative.

این کتاب یک داستان استوار بر واقعیات بود که حقایق تاریخی را با یک روایت جذاب ترکیب می‌کرد.

واژه‌های مرتبط: fictionalization

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه faction را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.