دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی extant به فارسی
موجود، باقی، در هستی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin extāns, present participle of extō, meaning to stand out or exist.
صفت
موجود، باقی، در هستی
Still in existence; not having disappeared.
Extant manuscripts of the Old Testament are rare.
نسخههای خطی موجود از عهد عتیق نادر هستند.
مترادفها: existent، existing
زنده، باقیمانده (در مورد گونهها)
Still alive; not extinct.
Extant birds include many species that survived the ice age.
پرندگان زنده شامل گونههای زیادی هستند که از عصر یخبندان جان سالم به در بردهاند.
مترادفها: living، alive
باقیمانده، موجود
Standing out, or above the rest.
The extant arguments in the debate stood above the rest, convincing the judges to favor his position.
استدلالهای برجسته در مناظره از سایرین فراتر میدرخشیدند و داورها را متقاعد میکردند که موضع او را برگزینند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه extant را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.