دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی explore به فارسی

جستجو کردن، در پی چیزی یا کسی گشتن

بریتانیایی: /ɪkˈsplɔːr/ آمریکایی: /ɪkˈsplɔːr/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French explorer, from Latin explorare, to investigate.

فعل

سوم‌شخص مفرد
explores
وجه وصفی حال
exploring
گذشته ساده
explored
اسم مفعول
explored
۱.

جستجو کردن، در پی چیزی یا کسی گشتن

ناگذرامنسوخ

To seek for something or after someone.

He explored after the missing relic, scouring the countryside for clues.

او به دنبال شیء گمشده بود و در سراسر کشور به جست‌وجو برای یافتن سرنخ‌ها پرداخت.

۲.

بررسی کردن، وارسی کردن، کاوش کردن

گذرا

To examine or investigate something systematically.

The committee explored alternative solutions.

کمیته راه‌حل‌های جایگزین را بررسی کرد.

مترادف‌ها: delve into، research

۳.

اکتشاف کردن، سیاحت کردن، گشتن

گذرا

To travel somewhere in search of discovery.

The expedition explored the Arctic Circle.

این اکسپدیشن دایره قطب شمال را اکتشاف کرد.

۴.

فرادید کردن، معاینه کردن (از راه جراحی یا درون‌نگری)

ناگذراپزشکی

To examine diagnostically.

The doctor explored the wound for infections.

پزشک زخم را برای عفونت فرادید کرد.

۵.

تجربه کردن، آزمودن

گذرا

To seek experience first hand.

He explored his sexuality.

او تمایلات جنسی خود را تجربه کرد.

۶.

به کاوش یا اکتشاف مشغول بودن

ناگذرا

To be engaged in exploring in any of the above senses.

He was too busy exploring to notice his son.

او آنقدر مشغول کاوش بود که متوجه پسرش نشد.

۷.

پرسه زدن، بی‌هدف گشتن

ناگذرا

To wander without any particular aim or purpose.

The boys explored all around till cold drove them back.

پسرها همه جا پرسه زدند تا سرما آن‌ها را برگرداند.

۸.

هرزگی کردن، به دنبال تنوع جنسی گشتن

گذرا

To seek sexual variety, to sow one's wild oats.

He explored during his youth.

او در جوانی هرزگی کرد.

اسم

جمع
explores
شمارش‌پذیری
countable
۹.

اکتشاف، گشت، بازدید

عامیانه

An exploration; a tour of a place to see what it is like.

We went on an explore of the old castle.

ما به یک گشت در قلعه قدیمی رفتیم.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه explore را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.