دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی expertise به فارسی
مهارت، کاردانی، خبرگی، سررشته
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
Borrowed from French expertise.
اسم
- جمع
- expertises
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
مهارت، کاردانی، خبرگی، سررشته
Great skill or knowledge in a particular field or hobby.
The scientist has expertise in the field of nuclear fusion.
دانشمند در زمینه همجوشی هستهای تخصص دارد.
نظر یا توصیه کارشناس
Advice or opinion of an expert.
We relied on the doctor's expertise to diagnose the illness correctly.
ما برای تشخیص درست بیماری به گزارش اهل فن پزشک تکیه کردیم.
فعل
- سومشخص مفرد
- expertises
- وجه وصفی حال
- expertising
- گذشته ساده
- expertised
- اسم مفعول
- expertised
با دانش یا نظر کارشناسی تأمین کردن
To supply with expert knowledge or advice.
The consultant expertised the project team.
مشاور تیم پروژه را با نظر کارشناسی تأمین کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه expertise را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.