دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی achievement به فارسی
دستآورد، موفقیت، کامیابی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: acheivement nonstandard
ریشهشناسی
From Middle French achevement, from Old French achevement, from the verb achever, achiever (“to finish”); equivalent to achieve + -ment.
اسم
- جمع
- achievements
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
دستآورد، موفقیت، کامیابی
The act of achieving or performing; a successful performance; accomplishment.
the achievement of goals
دستیابی به هدفها
مترادفها: accomplishment
کار بزرگ، شاهکار، دستآورد قهرمانانه
A great or heroic deed or feat; something accomplished by valor or boldness.
Winning the championship was his greatest achievement.
قهرمانی بزرگترین دستآورد او بود.
نشان کامل هرالیک، سپر نشاندار
An escutcheon or ensign armorial; a full display or depiction of all the heraldic components to which the bearer of a coat of arms is entitled.
The knight's achievement was displayed at the funeral.
نشان کامل شوالیه در مراسم خاکسپاری به نمایش گذاشته شد.
اجزای مرتبط: shield، supporter، crest، motto
دستآورد بازی، جایزه برای تکمیل هدف در بازی
An award for completing a particular task or meeting an objective in a video game.
Finishing the game does not give you a 100% score until you have unlocked all of the achievements.
تمام کردن بازی به شما امتیاز ۱۰۰٪ نمیدهد تا زمانی که همه دستآوردها را باز کنید.
مترادفها: trophy
جنبه واژگانی (اکتینسارت) افعال یا گزارههایی که در یک لحظه تغییر میکنند
The lexical aspect (aktionsart) of verbs or predicates that change in an instant.
The verb 'explode' has an achievement aspect.
فعل 'منفجر شدن' دارای جنبه دستآوردی است.
دستآورد اجتماعی، تکمیل موفق یک هدف اجتماعی
The successful completion of a socially defined goal or task, highlighting individual or group accomplishment.
Education is seen as a key achievement in society.
تحصیل به عنوان یک دستآورد کلیدی در جامعه دیده میشود.
اصطلاحها و عبارتها
achievement test
آزمون پیشرفت تحصیلی
A test that measures a student's knowledge or skill in a particular subject after instruction.
The students took an achievement test in mathematics at the end of the semester.
دانشآموزان در پایان ترم یک آزمون پیشرفت تحصیلی در ریاضیات دادند.
عبارتهای مرتبط
- achievement test
- آزمون پیشرفت تحصیلی
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه achievement را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.