دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی experimentation به فارسی

آزمایش‌گری، عمل آزمایش کردن

بریتانیایی: /ɪkˌsper.ɪ.menˈteɪ.ʃən/ آمریکایی: /ɪkˌsper.ə.menˈteɪ.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin ex- + periri (akin to periculum), via experiment + -ation.

اسم

جمع
experimentations
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

آزمایش‌گری، عمل آزمایش کردن

The act of experimenting; practice by experiment.

Experimentation is crucial for scientific discoveries.

آزمایش‌گری برای کشفیات علمی حیاتی است.

۲.

آزمایش علمی، تجربه‌ای برای آزمون فرضیه یا بررسی رابطه علّی

علوم

A set of actions and observations performed to verify or falsify a hypothesis or to research a causal relationship between phenomena.

The scientist used experimentation to test the new chemical reaction.

دانشمند از آزمایش برای آزمودن واکنش شیمیایی جدید استفاده کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه experimentation را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.