دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی expansion به فارسی

گسترش، توسعه، انبساط، فراخش

بریتانیایی: /ɪkˈspæn.ʃən/ آمریکایی: /ɪkˈspæn.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From French expansion, from Latin expansio, from expandere.

اسم

جمع
expansions
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

گسترش، توسعه، انبساط، فراخش

An act, process, or instance of expanding.

The expansion of metals in response to heat is well understood.

انبساط فلزات در پاسخ به گرما به خوبی شناخته شده است.

متضادها: contraction، shrinkage

۲.

تغییر کسری طول در واحد طول به ازای تغییر دما

فیزیک

The fractional change in unit length per unit length per unit temperature change.

Look up the expansion of 1018 steel at stick welding temps.

ضریب انبساط فولاد ۱۰۱۸ را در دمای جوشکاری الکترودی بررسی کنید.

واژه‌های عام‌تر: temperature coefficient

۳.

الحاقیه، افزونه، بخش جدید

A new addition, especially to a building.

My new office is in the expansion behind the main building.

دفتر جدید من در الحاقیه پشت ساختمان اصلی است.

مترادف‌ها: annex

۴.

افزونه، بسته الحاقی

A product to be used with a previous product.

This expansion requires the original game board.

این افزونه به صفحه بازی اصلی نیاز دارد.

۵.

چیز گسترده، پهنه، سطح گسترده

That which is expanded; expanse; extended surface.

The sky's serene expansion stretched before us.

پهنه آرامبخش آسمان پیش روی ما گسترده بود.

۶.

عملکرد بخار در سیلندر پس از قطع ارتباط با دیگ

موتور بخار

The operation of steam in a cylinder after its communication with the boiler has been cut off, by which it continues to exert pressure upon the moving piston.

The expansion of steam in the engine cylinder powers the vehicle.

انبساط بخار در سیلندر موتور وسیله نقلیه را به حرکت در می‌آورد.

۷.

جایگزینی نام بلند به جای نام کوتاه (مخفف)

The replacement of a short name (e.g., acronym, initialism, abbreviation) with the longer name that is synonymous with it.

Expansion of acronyms is often helpful for nonexpert readers.

گسترش مخفف‌ها اغلب برای خوانندگان غیرمتخصص مفید است.

۸.

متن جایگزین شده

The string of text thus substituted.

Use the expansion instead of the acronym for clarity.

برای وضوح به جای مخفف از عبارت کامل استفاده کنید.

۹.

بسته الحاقی، افزونه بازی

بازی‌های ویدئویی

Short for expansion pack.

I bought the expansion for my favorite game.

افزونه بازی مورد علاقه‌ام را خریدم.

۱۰.

افزایش ارزش بازار یک اقتصاد در طول زمان

اقتصاد

An increase in the market value of an economy over time.

The expansion of the economy led to increased consumer spending.

شکوفایی اقتصاد منجر به افزایش هزینه‌های مصرف‌کننده شد.

۱۱.

بسط، گسترش (در هندسه)

هندسه

Stretching of geometric objects with flat sides.

The expansion of a polygon increases its area.

بسط یک چندضلعی مساحت آن را افزایش می‌دهد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه expansion را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.