دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی exonerate به فارسی

بار را سبک کردن، کاستن بار

بریتانیایی: /ɪɡˈzɒn.ə.reɪt/ آمریکایی: /ɪɡˈzɑː.nɚ.eɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

ریشه‌شناسی

From Latin exonerare, from ex- + onus (burden).

فعل

سوم‌شخص مفرد
exonerates
وجه وصفی حال
exonerating
گذشته ساده
exonerated
اسم مفعول
exonerated
۱.

بار را سبک کردن، کاستن بار

گذراقدیمی

To relieve someone or something of a load; to unburden.

They exonerated the cart of its heavy burden.

آنها بار سنگین گاری را از دوش آن سبک کردند.

۲.

تخلیه شدن (آب)

reflexiveمنسوخ

Of a body of water: to discharge or empty itself.

The river exonerates itself into the sea.

رودخانه خود را به دریا تخلیه می‌کند.

۳.

معاف کردن، رها کردن از تعهد

گذرا

To free someone from an obligation, responsibility, or task.

The committee exonerated him from his duties.

کمیته او را از وظایفش معاف کرد.

۴.

تبرئه کردن، بی‌گناه اعلام کردن، رفع اتهام کردن

گذرا

To free someone from accusation or blame; to acquit.

he was exonerated from all the charges brought against him

او در برابر کلیه‌ی اتهامات وارده بی‌گناه شناخته شد.

an examination of the secret files exonerated him

رسیدگی به پرونده‌های محرمانه برائت او را اثبات کرد.

مترادف‌ها: acquit، exculpate

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

exoneration

۵.

بی‌گناه شناسی، بی‌گناهی، (اعلام) برائت، روسفیدی، تبرئه

The act of officially stating that someone is not guilty of a crime or responsible for something.

The evidence led to his exoneration after years in prison.

شواهد پس از سال‌ها زندان به تبرئه او انجامید.

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

Learned borrowing from Latin exoneratus.

صفت

صفت تفضیلی
more exonerate
صفت عالی
most exonerate
۶.

تبرئه‌شده، بی‌گناه شناخته‌شده

قدیمی

Freed from an obligation; freed from accusation or blame; acquitted, exonerated.

The exonerated prisoner walked free after the verdict.

زندانیِ تبرئه‌شده پس از حکم دادگاه آزاد راه رفت.

عبارت‌های مرتبط

exoneration
بی‌گناه شناسی، بی‌گناهی، (اعلام) برائت، روسفیدی، تبرئه

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه exonerate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.