دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی exclusion به فارسی
برونداری، محرومسازی، طرد، منع (از ورود یا شرکت)
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English, from Old French and Latin exclusio, from excludere.
اسم
- جمع
- exclusions
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
برونداری، محرومسازی، طرد، منع (از ورود یا شرکت)
The act of excluding or shutting out; removal from consideration or taking part.
the exclusion of women from political activity
محرومسازی زنان از فعالیت سیاسی
متضادها: inclusion
عمل بیرون راندن یا وادار به خروج کردن
The act of pushing or forcing something out.
The exclusion of air from the sealed chamber was effected by the craftsman's careful sealing.
بیرون رفتن هوا از محفظهٔ مهر و مومشده با درزبندی دقیق صنعتگر به انجام رسید.
موردی که تحت پوشش بیمه نیست، استثنا
An item not covered by an insurance policy.
The policy has an exclusion for pre-existing conditions.
این بیمهنامه برای بیماریهای از پیش موجود استثنا دارد.
اصطلاحها و عبارتها
to the exclusion of...
برای برون داری ...، به منظور محروم سازی...
So as to exclude someone or something; preventing from being included or considered.
He focused on his career to the exclusion of all else.
او به قیمت نادیده گرفتن همه چیز دیگر روی حرفهاش تمرکز کرد.
عبارتهای مرتبط
- to the exclusion of...
- برای برون داری ...، به منظور محروم سازی...
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه exclusion را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.