دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی exclude به فارسی

راه ندادن، جلوگیری کردن از ورود، برون داشتن

بریتانیایی: /ɪkˈskluːd/ آمریکایی: /ɪkˈskluːd/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin excludere, from ex- + claudere (to close).

فعل

سوم‌شخص مفرد
excludes
وجه وصفی حال
excluding
گذشته ساده
excluded
اسم مفعول
excluded
۱.

راه ندادن، جلوگیری کردن از ورود، برون داشتن

گذرا

To bar (someone or something) from entering; to keep out.

Women were excluded from the club.

زن‌ها از باشگاه محروم شدند.

مترادف‌ها: debar، shut out

۲.

بیرون کردن، اخراج کردن، طرد کردن

گذرا

To expel; to put out.

The eldest son was excluded from succession.

پسر بزرگتر از حق تاج و تخت محروم شد.

مترادف‌ها: eject، throw out

۳.

در نظر نگرفتن، از قلم انداختن

گذرا

To omit from consideration.

Count from 1 to 30, but exclude the prime numbers.

از ۱ تا ۳۰ بشمار، اما اعداد اول را در نظر نگیر.

مترادف‌ها: omit

۴.

رد کردن (دلیل)، نپذیرفتن به عنوان مدرک معتبر

گذراحقوق

To refuse to accept (evidence) as valid.

The judge excluded the evidence.

قاضی مدرک را رد کرد.

۵.

از تشخیص حذف کردن، رد کردن (بیماری)

گذراپزشکی

To eliminate from diagnostic consideration.

The doctor excluded the possibility of infection.

پزشک احتمال عفونت را رد کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه exclude را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.