دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی evolve به فارسی
تغییر دادن، تحول بخشیدن، تکامل دادن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin evolvere, to unroll, unfold.
فعل
- سومشخص مفرد
- evolves
- وجه وصفی حال
- evolving
- گذشته ساده
- evolved
- اسم مفعول
- evolved
تغییر دادن، تحول بخشیدن، تکامل دادن
To change or transform something over time.
He evolved the story into a novel.
او داستان را به رمانی تبدیل کرد.
فرگشتن، تکامل یافتن (یک صفت)
To develop a trait through biological evolution.
Birds evolved beaks millions of years ago.
پرندگان میلیونها سال پیش منقار پیدا کردند.
گاز یا حرارت آزاد کردن
To give off a gas or heat during a chemical reaction.
The reaction evolved a large amount of heat.
واکنش مقدار زیادی حرارت بیرون داد.
باز شدن، گشوده شدن
To unwind or unfold something.
The scroll evolved before their eyes, its parchment slowly unwinding to reveal the diagram.
در برابر چشمِ آنان، این لوح گشوده شد و کاغذ به آرامی باز میشد تا دیاگرام آشکار گردد.
تحول یافتن، دگرگون شدن، تکامل یافتن
To change or develop gradually.
The company evolved from a small startup.
شرکت از یک استارتآپ کوچک تحول یافت.
فرگشتن، تکامل یافتن
To develop through biological evolution.
Beaks evolved over millions of years.
منقارها طی میلیونها سال فرگشت یافتند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه evolve را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.