دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی evolution به فارسی

تغییر موقعیت

بریتانیایی: /ˌiː.vəˈluː.ʃən/ آمریکایی: /ˌiː.vəˈluː.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin evolutio, meaning an unrolling or unfolding.

اسم

جمع
evolutions
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

تغییر موقعیت

A change of position.

The dancer's evolution across the stage was graceful.

جنبایش رقصنده در سراسر صحنه زیبا بود.

۲.

مانور نظامی، جابجایی نیروها یا کشتی‌ها

نظامی

A manoeuvre of troops or ships.

The fleet performed a complex evolution.

ناوگان یک مانور پیچیده انجام داد.

۳.

حرکت چرخشی بدن، جنبایش موزون

رقصورزش

A turning movement, especially of the body.

The skater's evolutions impressed the judges.

حرکات موزون اسکی‌باز داوران را تحت تأثیر قرار داد.

۴.

شکل پیچ‌خورده یا تابیده

منسوخ

A turned or twisted shape; an involution.

The old seal bore an evolution, a twisted spiral that wound around the handle.

این مهر قدیمی شکلی پیچ‌خورده داشت، مارپیچی درهم‌تنیده که به دور دسته می‌پیچید.

۵.

گشایش، باز شدن تدریجی، پیشرفت منظم رویدادها

نادر

The act or process of unfolding or opening out; the progression of events in regular succession.

The evolution of the plot kept the audience engaged.

گشایش تدریجی داستان تماشاگران را مجذوب کرد.

۶.

بازشدن یک منحنی، تغییر تدریجی منحنی

هندسه

The opening out of a curve; the gradual transformation of a curve by a change of the conditions generating it.

The evolution of the curve was studied in class.

تغییر تدریجی منحنی در کلاس مطالعه شد.

۷.

فرگردانی، استخراج ریشه از یک توان

ریاضیتاریخی

The extraction of a root from a given power.

In a medieval algebra text, the evolution of 81 is 9.

در کتاب جبرِ قرون‌وسطی، فرگردانیِ ۸۱ برابر با ۹ است.

۸.

برون‌فشانی، بیرون‌دادن گاز

شیمی

The act or an instance of giving off gas; emission.

The evolution of gas occurs during the reaction.

در واکنش شیمیایی، برون‌فشانی گاز رخ می‌دهد.

۹.

تحول، گسترش آنچه در یک ایده یا استدلال نهفته بود

Development; the act or result of developing what was implicit in an idea, argument etc.

The evolution of her argument was clear.

تحول استدلال او واضح بود.

۱۰.

تغییر تدریجی، تکامل، فرگشت (به‌ویژه از ساده به پیچیده)

A process of gradual change in a given system, subject, product etc., especially from simpler to more complex forms.

the evolution of transportation

تحول حمل‌ونقل

۱۱.

فرگشت، تکامل زیستی

زیست‌شناسی

The transformation of living things into different forms by the accumulation of changes over successive generations.

Darwin and the theory of evolution

داروین و نظریه‌ی تکامل

متضادها: stagnation، extinction

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

evolutionary

۱۲.

فرگشتی، تکاملی، تحولی، جاورگشتی

Relating to the process of gradual change or development, especially in biology.

The evolutionary history of species is fascinating.

تاریخ فرگشتی گونه‌ها شگفت‌انگیز است.

عبارت‌های مرتبط

evolutionary
فرگشتی، تکاملی، تحولی، جاورگشتی

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه evolution را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.