دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی exacting به فارسی
سختگیر، دقیق، طاقتفرسا، نیازمند دقت زیاد
بریتانیایی: /ɪɡˈzæktɪŋ/ آمریکایی: /ɪɡˈzæktɪŋ/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
صفت
۱.
سختگیر، دقیق، طاقتفرسا، نیازمند دقت زیاد
Making severe demands; requiring great care, effort, or attention.
an exacting teacher
معلم سختگیر
surgery is very exacting
جراحی مستلزم دقت زیاد است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه exacting را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.