دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی evaluate به فارسی
ارزیابی کردن، سنجیدن، برآورد کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
Back-formation from evaluation.
فعل
- سومشخص مفرد
- evaluates
- وجه وصفی حال
- evaluating
- گذشته ساده
- evaluated
- اسم مفعول
- evaluated
ارزیابی کردن، سنجیدن، برآورد کردن
To draw conclusions from examining; to assess; to appraise.
It will take several years to evaluate the material gathered in the survey.
چندین سال طول خواهد کشید تا مواد جمعآوریشده در بررسی را ارزیابی کنیم.
مترادفها: assess، appraise
به صورت عدد بیان کردن، عددیابی کردن
To compute or determine the value of (an expression).
Evaluate this integral.
این انتگرال را عددیابی کنید.
مقدار مشخصی داشتن یا برگرداندن
To return or have a specific value.
The expression evaluates to zero.
عبارت به صفر ارزیابی میشود.
اصطلاحها و عبارتها
evaluation
ارزیابی، ارزشیابی، سنجش، کاررسی، بررسی، شماریابی
The act or result of evaluating; assessment, appraisal.
The teacher gave a thorough evaluation of the student's work.
معلم ارزیابی کاملی از کار دانشآموز انجام داد.
عبارتهای مرتبط
- evaluation
- ارزیابی، ارزشیابی، سنجش، کاررسی، بررسی، شماریابی
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه evaluate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.