دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی evaluate به فارسی

ارزیابی کردن، سنجیدن، برآورد کردن

بریتانیایی: /ɪˈvæl.ju.eɪt/ آمریکایی: /ɪˈvæl.ju.eɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

Back-formation from evaluation.

فعل

سوم‌شخص مفرد
evaluates
وجه وصفی حال
evaluating
گذشته ساده
evaluated
اسم مفعول
evaluated
۱.

ارزیابی کردن، سنجیدن، برآورد کردن

گذرا

To draw conclusions from examining; to assess; to appraise.

It will take several years to evaluate the material gathered in the survey.

چندین سال طول خواهد کشید تا مواد جمع‌آوری‌شده در بررسی را ارزیابی کنیم.

مترادف‌ها: assess، appraise

۲.

به صورت عدد بیان کردن، عددیابی کردن

گذراریاضیرایانه

To compute or determine the value of (an expression).

Evaluate this integral.

این انتگرال را عددیابی کنید.

۳.

مقدار مشخصی داشتن یا برگرداندن

ناگذرارایانهریاضی

To return or have a specific value.

The expression evaluates to zero.

عبارت به صفر ارزیابی می‌شود.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

evaluation

۴.

ارزیابی، ارزشیابی، سنجش، کاررسی، بررسی، شماریابی

The act or result of evaluating; assessment, appraisal.

The teacher gave a thorough evaluation of the student's work.

معلم ارزیابی کاملی از کار دانش‌آموز انجام داد.

عبارت‌های مرتبط

evaluation
ارزیابی، ارزشیابی، سنجش، کاررسی، بررسی، شماریابی

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه evaluate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.