دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی assess به فارسی

برآورد کردن، ارزیابی کردن، سنجیدن

بریتانیایی: /əˈses/ آمریکایی: /əˈses/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English assessen, from Old French assesser, from Medieval Latin assessare, from Latin ad + sedeō (to sit). Cognate with Spanish asentar.

فعل

سوم‌شخص مفرد
assesses
وجه وصفی حال
assessing
گذشته ساده
assessed
اسم مفعول
assessed
۱.

برآورد کردن، ارزیابی کردن، سنجیدن

گذرا

To determine, estimate or judge the value of; to evaluate; to estimate.

He assessed the situation.

او وضعیت را ارزیابی کرد.

۲.

اعمال کردن (جریمه یا مجازات)، تحمیل کردن

گذرا

To impose or charge, especially as punishment for an infraction.

The referee assessed a penalty for delaying the game.

داور به دلیل تأخیر در بازی یک جریمه اعمال کرد.

۳.

مالیات بستن، برآورد مالیات کردن، میزان مالیات را تعیین کردن

گذرا

To calculate and demand (the tax money due) from a person or entity.

They assessed the amount of taxes due.

مبلغ مالیات قابل پرداخت را برآورد کردند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه assess را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.