دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی assess به فارسی
برآورد کردن، ارزیابی کردن، سنجیدن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English assessen, from Old French assesser, from Medieval Latin assessare, from Latin ad + sedeō (to sit). Cognate with Spanish asentar.
فعل
- سومشخص مفرد
- assesses
- وجه وصفی حال
- assessing
- گذشته ساده
- assessed
- اسم مفعول
- assessed
برآورد کردن، ارزیابی کردن، سنجیدن
To determine, estimate or judge the value of; to evaluate; to estimate.
He assessed the situation.
او وضعیت را ارزیابی کرد.
اعمال کردن (جریمه یا مجازات)، تحمیل کردن
To impose or charge, especially as punishment for an infraction.
The referee assessed a penalty for delaying the game.
داور به دلیل تأخیر در بازی یک جریمه اعمال کرد.
مالیات بستن، برآورد مالیات کردن، میزان مالیات را تعیین کردن
To calculate and demand (the tax money due) from a person or entity.
They assessed the amount of taxes due.
مبلغ مالیات قابل پرداخت را برآورد کردند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه assess را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.