دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی evangelize به فارسی
تبلیغ مذهبی (مسیحی) کردن، ایمان گستردن، تبشیر کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: evangelise UK
ریشهشناسی
From Old French évangéliser, from Late Latin evangelizare, from Greek εὐαγγελίζω.
فعل
- سومشخص مفرد
- evangelizes
- وجه وصفی حال
- evangelizing
- گذشته ساده
- evangelized
- اسم مفعول
- evangelized
تبلیغ مذهبی (مسیحی) کردن، ایمان گستردن، تبشیر کردن
To tell people about Christianity, especially in order to convert them; to preach the gospel to.
The missionary traveled to remote villages to evangelize and spread the Christian faith.
مبلغ مذهبی به روستاهای دورافتاده سفر کرد تا تبلیغ مذهبی کند و ایمان مسیحی را گسترش دهد.
مترادفها: proselytize
تبلیغ یک ایدئولوژی کردن، کسی را به یک عقیده دعوت کردن
To preach any ideology to those who have not yet been converted to it.
They evangelize for environmentalism at local schools.
آنها در مدارس محلی برای محیطگرایی تبلیغ میکنند.
واژههای همرده: proselytize
با شور و اشتیاق ترویج دادن، مشتاقانه تبلیغ کردن
To be enthusiastic about something and attempt to share that enthusiasm with others; to promote.
She evangelizes about the benefits of meditation.
او با شور و اشتیاق از فواید مدیتیشن تبلیغ میکند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه evangelize را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.