دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی evangelize به فارسی

تبلیغ مذهبی (مسیحی) کردن، ایمان گستردن، تبشیر کردن

بریتانیایی: /ɪˈvæn.dʒə.laɪz/ آمریکایی: /ɪˈvæn.dʒə.laɪz/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: evangelise UK

ریشه‌شناسی

From Old French évangéliser, from Late Latin evangelizare, from Greek εὐαγγελίζω.

فعل

سوم‌شخص مفرد
evangelizes
وجه وصفی حال
evangelizing
گذشته ساده
evangelized
اسم مفعول
evangelized
۱.

تبلیغ مذهبی (مسیحی) کردن، ایمان گستردن، تبشیر کردن

گذراناگذرامسیحیت

To tell people about Christianity, especially in order to convert them; to preach the gospel to.

The missionary traveled to remote villages to evangelize and spread the Christian faith.

مبلغ مذهبی به روستاهای دورافتاده سفر کرد تا تبلیغ مذهبی کند و ایمان مسیحی را گسترش دهد.

مترادف‌ها: proselytize

۲.

تبلیغ یک ایدئولوژی کردن، کسی را به یک عقیده دعوت کردن

گذراناگذرا

To preach any ideology to those who have not yet been converted to it.

They evangelize for environmentalism at local schools.

آن‌ها در مدارس محلی برای محیط‌گرایی تبلیغ می‌کنند.

واژه‌های هم‌رده: proselytize

۳.

با شور و اشتیاق ترویج دادن، مشتاقانه تبلیغ کردن

ناگذرا

To be enthusiastic about something and attempt to share that enthusiasm with others; to promote.

She evangelizes about the benefits of meditation.

او با شور و اشتیاق از فواید مدیتیشن تبلیغ می‌کند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه evangelize را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.