دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی escalate به فارسی
بالا گرفتن، فزونی یافتن، تشدید کردن یا شدن، شدید کردن یا شدن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
Back-formation from escalator.
فعل
- سومشخص مفرد
- escalates
- وجه وصفی حال
- escalating
- گذشته ساده
- escalated
- اسم مفعول
- escalated
بالا گرفتن، فزونی یافتن، تشدید کردن یا شدن، شدید کردن یا شدن
To increase in extent or intensity; to intensify or step up.
Violence escalated during the election.
خشونت در طول انتخابات بالا گرفت.
مترادفها: intensify
ارجاع دادن (مشتری یا مشکل) به سطح بالاتر
In technical support, to transfer a customer or problem to the next higher level of authority.
The tech escalated the caller to a tech 2.
تکنسین تماسگیرنده را به تکنسین سطح دو ارجاع داد.
بالا رفتن، صعود کردن
To climb.
They escalated the steep hill.
آنها از تپهی شیبدار بالا رفتند.
با پلهبرقی حرکت کردن
To move by escalator.
We escalated to the second floor.
ما با پلهبرقی به طبقه دوم رفتیم.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه escalate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.