دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی mistaken به فارسی
قسمت سوم فعل mistake
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From mistake + -n.
فعل
- اسم مفعول
- mistaken
قسمت سوم فعل mistake
Past participle of mistake.
I'm frequently mistaken for my brother.
من اغلب با برادرم اشتباه گرفته میشوم.
صفت
- صفت تفضیلی
- more mistaken
- صفت عالی
- most mistaken
The phrase if I'm not mistaken is used to indicate uncertainty.
نادرست، غلط، اشتباهی
Erroneous; based on error.
A mistaken sense of loyalty.
یک حس اشتباه از وفاداری.
در اشتباه بودن، اشتباه کردن
Having an incorrect belief; wrong about something.
I think you must be mistaken.
فکر میکنم شما باید در اشتباه باشید.
اصطلاحها و عبارتها
be mistaken
در اشتباه بودن، اشتباه کردن
To be wrong about something.
If you think I'm lying, you are mistaken.
اگر فکر میکنی دروغ میگویم، در اشتباهی.
unless I am mistaken
اگر اشتباه نکنم
Used to express that one believes something is true but is not completely certain.
Unless I am mistaken, this is the same restaurant we visited last year.
اگر اشتباه نکنم، این همان رستورانی است که سال پیش رفتیم.
عبارتهای مرتبط
- be mistaken
- در اشتباه بودن، اشتباه کردن
- unless I am mistaken
- اگر اشتباه نکنم
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه mistaken را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.