دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی epitomize به فارسی
خلاصه کردن، فشرده کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: epitomise UK
ریشهشناسی
From epitome + -ize.
فعل
- سومشخص مفرد
- epitomizes
- وجه وصفی حال
- epitomizing
- گذشته ساده
- epitomized
- اسم مفعول
- epitomized
خلاصه کردن، فشرده کردن
To make an epitome of; to shorten; to condense.
The book epitomizes the author's philosophy.
این کتاب فلسفه نویسنده را خلاصه میکند.
مترادفها: sum up
مظهر چیزی بودن، تجلی چیزی بودن، نمونهی چیزی بودن
To be an epitome of; to represent in miniature.
She epitomized love and kindness.
او مظهر عشق و محبت بود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه epitomize را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.