دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی epithet به فارسی

صفت، لقب، عبارتی که برای وصف شخص یا چیزی به کار می‌رود

بریتانیایی: /ˈep.ɪ.θet/ آمریکایی: /ˈep.ə.θet/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French épithète, from Latin epitheton, from Ancient Greek ἐπίθετον, meaning 'additional'.

اسم

جمع
epithets
۱.

صفت، لقب، عبارتی که برای وصف شخص یا چیزی به کار می‌رود

A term used to characterize a person or thing.

The epithet "egghead" is sometimes used for an "intellectual".

واژه‌ی «سر تخم مرغی» صفتی است که گاهی به جای «متفکر» به کار می‌رود.

مترادف‌ها: cognomen

۲.

لقب یا صفتی برای اشاره به یک خدا در جنبه یا نقشی خاص

اسطوره‌شناسی

A term used as a qualifier of the name of a deity in order to designate said deity in a particular aspect or role.

Athena was given the epithet "Pallas".

آتنا لقب «پالاس» را داشت.

۳.

واژه یا عبارت وصفی که به جای نام شخص به کار می‌رود

A term used as a descriptive substitute for the name or title of a person.

Anushirvan the Just is a famous epithet.

انوشیروان عادل یک لقب مشهور است.

۴.

واژه یا عبارت قالبی در ایلیاد و ادیسه برای توصیف شخص یا چیز

ادبیات

One of many formulaic words or phrases used in the Iliad and Odyssey to characterize a person, a group of people, or a thing.

"Swift-footed Achilles" is a Homeric epithet.

«آشیل تیزپا» یک صفت هومری است.

۵.

برچسب، انگ، دشنام

An abusive or contemptuous word or phrase.

The angry customer shouted an unkind epithet at the waiter.

مشتری عصبانی یک برچسب نامهربان به پیشخدمت زد.

۶.

واژه‌ای در نام علمی یک آرایه که پس از نام سرده یا گونه می‌آید

آرایه‌شناسی

A word in the scientific name of a taxon following the name of the genus or species.

In "Rosa canina", "canina" is the specific epithet.

در «Rosa canina»، «canina» صفت گونه‌ای است.

فعل

سوم‌شخص مفرد
epithets
وجه وصفی حال
epitheting
گذشته ساده
epitheted
اسم مفعول
epitheted
۷.

لقب دادن، نامیدن

گذرا

To term; to refer to as.

He was epitheted "the king of fools".

او را «پادشاه احمق‌ها» نامیدند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه epithet را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.