دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی entrepreneur به فارسی
کارآفرین، کسی که با قبول مخاطرات احتمالی سرمایهی خود را در کارهای تولیدی به کار میاندازد و کار ایجاد میکند
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
Borrowed from French entrepreneur.
اسم
- جمع
- entrepreneurs
- شمارشپذیری
- countable
کارآفرین، کسی که با قبول مخاطرات احتمالی سرمایهی خود را در کارهای تولیدی به کار میاندازد و کار ایجاد میکند
A person who organizes and operates a business venture and assumes much of the associated risk.
The free market led to the appearance of an entrepreneurial class and the creation of jobs.
بازار آزاد موجب ظهور طبقهی کارآفرینان و ایجاد کار گردید.
کارآفرین، کسی که فعالیت پرخطری را سازماندهی میکند
A person who organizes a risky activity of any kind and acts substantially in the manner of a business entrepreneur.
New York entrepreneurs headed for California.
کارآفرینان نیویورکی به کالیفرنیا روی میآوردند.
کارآفرین، کسی که با شروع کسبوکار خود برای موفقیت تلاش میکند
A person who strives for success and takes on risk by starting their own venture, service, etc.
The spirit of entrepreneurship drives innovation.
روحیهی کارآفرینی باعث نوآوری میشود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه entrepreneur را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.