دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی envious به فارسی
حسود، رشکین، رشکبر
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old French envious, from Latin invidiosus.
صفت
- صفت تفضیلی
- more envious
- صفت عالی
- most envious
حسود، رشکین، رشکبر
Feeling or showing envy; jealous of another's advantages or success.
She felt envious of her friend's success.
او به موفقیت دوستش حسادت میکرد.
مترادفها: jealous
حسودانه، رشکآمیز
Characterized by or expressing envy.
He gave an envious look.
نگاه رشکآمیزی کرد.
بدخواهانه، کینهتوزانه
Malicious; spiteful.
The envious critic hurled spiteful words, hoping to ruin the artist.
منتقدِ حسود واژههای ستمآمیز به زبان آورد و امید داشت هنرمند را خراب کند.
رشکانگیز، حسادتبرانگیز
Inspiring envy.
Her envious beauty drew the court's admiring glances.
زیبایی رشکبرانگیز او توجه دربار را به خود جلب کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه envious را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.