دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی entirety به فارسی
تمامیت، کل، یکپارچگی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: intirety archaic
ریشهشناسی
From Middle English enterete, from Old French entiereté, from Latin integritās, from integer.
اسم
- جمع
- entireties
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
تمامیت، کل، یکپارچگی
The whole; the complete or total amount.
Due to the early rainout, the game will be replayed in its entirety on Friday.
به دلیل بارندگی زودهنگام، بازی روز جمعه به طور کامل تکرار خواهد شد.
مترادفها: totality، whole
اصطلاحها و عبارتها
in its entirety
کلا، به طور کامل، تماما، سراپا، سراسر
As a whole; completely.
to view a problem in its entirety
مسئلهای را به طور کلی و کامل مورد بررسی قرار دادن
عبارتهای مرتبط
- in its entirety
- کلا، به طور کامل، تماما، سراپا، سراسر
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه entirety را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.