دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی enthusiasm به فارسی
اشتیاق، شور و شوق، شورمندی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French enthousiasme, from Late Latin enthusiasmus, from Greek enthousiasmos, from en 'in' + theos 'god' + ousia 'essence'.
اسم
- جمع
- enthusiasms
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
اشتیاق، شور و شوق، شورمندی
Intensity of feeling; excited interest or eagerness.
Try to curb your enthusiasm.
سعی کن شور و شوقت را مهار کنی.
They have a great enthusiasm for country music.
آنان اشتیاق زیادی به موسیقی کانتری دارند.
مایهی دلخوشی، مایهی ذوق و شوق
Something in which one is keenly interested.
Music is his greatest enthusiasm.
موسیقی بزرگترین مایهی شوق اوست.
تسخیر توسط خدا؛ الهام یا جنون الهی
Possession by a god; divine inspiration or frenzy.
The priest spoke with a rapt, divine enthusiasm, as if the god himself possessed his tongue.
کاهن با شورِ الهیِ مبهوت سخن میگفت، گویی خدا خود بر زبان او تسلط یافته بود.
اصطلاحها و عبارتها
show enthusiasm for something
شورنمایی کردن برای چیزی، ذوق و شوق نشان دادن برای چیزی، اشتیاق نشان دادن
To display eager interest or excitement about something.
She showed great enthusiasm for the new project.
او اشتیاق زیادی برای پروژه جدید نشان داد.
عبارتهای مرتبط
- show enthusiasm for something
- شورنمایی کردن برای چیزی، ذوق و شوق نشان دادن برای چیزی، اشتیاق نشان دادن
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه enthusiasm را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.