دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی endurance به فارسی

قدرت تحمل، بردباری، شکیبایی

بریتانیایی: /ɪnˈdʒʊə.rəns/ آمریکایی: /ɪnˈdʊr.əns/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: enduraunce obsolete؛ indurance obsolete؛ induraunce obsolete

ریشه‌شناسی

From Middle French endurance, from Old French endurance.

اسم

جمع
endurances
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

قدرت تحمل، بردباری، شکیبایی

The measure of a person's stamina or persistence.

He has great endurance: he ran a marathon and then cycled home.

او تحمل زیادی دارد: ماراتن دوید و سپس با دوچرخه به خانه رفت.

۲.

پایداری، استقامت، طاقت

Ability to endure hardship.

The great physical endurance of mountain climbers.

طاقت جسمی زیاد کوهنوردان.

مترادف‌ها: staying power

۳.

مدت زمانی که آذوقه کشتی کفاف می‌دهد

دریانوردی

The length of time that a ship's rations will supply.

The ship's endurance was limited to three months.

مدت تامین آذوقه کشتی به سه ماه محدود بود.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

endurance test

۴.

آزمون پایداری، مسابقه‌ی استقامت

A test of one's ability to withstand hardship or prolonged effort.

The marathon was an endurance test for all participants.

ماراتن برای همه شرکت‌کنندگان یک آزمون استقامت بود.

عبارت‌های مرتبط

endurance test
آزمون پایداری، مسابقه‌ی استقامت

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه endurance را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.