دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی energize به فارسی

انرژی دادن، نیرومند کردن، توان بخشیدن

بریتانیایی: /ˈen.ə.dʒaɪz/ آمریکایی: /ˈen.ɚ.dʒaɪz/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: energise UK

ریشه‌شناسی

From energy + -ize.

فعل

سوم‌شخص مفرد
energizes
وجه وصفی حال
energizing
گذشته ساده
energized
اسم مفعول
energized
۱.

انرژی دادن، نیرومند کردن، توان بخشیدن

گذرا

To invigorate; to make energetic.

Food and rest energized the mountain climbers.

خوراک و استراحت به کوهنوردان نیرو داد.

۲.

برق‌دار کردن، دارای جریان برق کردن، به برق زدن

گذرابرق

To supply with energy, especially electricity; to turn on power to (something).

Whenever we energize that circuit we blow a fuse.

هر وقت آن مدار را برق‌دار کنیم، فیوز می‌پرد.

۳.

با نیرو عمل کردن، با انرژی عمل کردن

ناگذرامنسوخ

To use strength in action; to act or operate with force or vigor.

The veteran, worn by years, energized with a fierce resolve and strode into the breach.

سالخورده که از سال‌ها خسته بود، با عزم شدیدی انرژی یافت و با گام‌های بلند به سوی نفوذ رفت.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه energize را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.