دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی energize به فارسی
انرژی دادن، نیرومند کردن، توان بخشیدن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: energise UK
ریشهشناسی
From energy + -ize.
فعل
- سومشخص مفرد
- energizes
- وجه وصفی حال
- energizing
- گذشته ساده
- energized
- اسم مفعول
- energized
انرژی دادن، نیرومند کردن، توان بخشیدن
To invigorate; to make energetic.
Food and rest energized the mountain climbers.
خوراک و استراحت به کوهنوردان نیرو داد.
برقدار کردن، دارای جریان برق کردن، به برق زدن
To supply with energy, especially electricity; to turn on power to (something).
Whenever we energize that circuit we blow a fuse.
هر وقت آن مدار را برقدار کنیم، فیوز میپرد.
با نیرو عمل کردن، با انرژی عمل کردن
To use strength in action; to act or operate with force or vigor.
The veteran, worn by years, energized with a fierce resolve and strode into the breach.
سالخورده که از سالها خسته بود، با عزم شدیدی انرژی یافت و با گامهای بلند به سوی نفوذ رفت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه energize را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.