دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی endeavour به فارسی

کوشش، تلاش، سعی

بریتانیایی: /enˈdev.ər/ آمریکایی: /enˈdev.ɚ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English endevour, from Old French en devoir, meaning in duty.

اسم

جمع
endeavours
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

کوشش، تلاش، سعی

بریتانیایی

British standard spelling of endeavor.

She made every endeavour to succeed.

او تمام تلاش خود را برای موفقیت به کار برد.

مترادف‌ها: effort، attempt

فعل

سوم‌شخص مفرد
endeavours
وجه وصفی حال
endeavouring
گذشته ساده
endeavoured
اسم مفعول
endeavoured
۲.

کوشیدن، تلاش کردن، سعی کردن

ناگذرابریتانیایی

British standard spelling of endeavor.

He endeavoured to finish the project on time.

او کوشید پروژه را به موقع تمام کند.

مترادف‌ها: strive، attempt

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه endeavour را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.