دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی endeavour به فارسی
کوشش، تلاش، سعی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English endevour, from Old French en devoir, meaning in duty.
اسم
- جمع
- endeavours
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
کوشش، تلاش، سعی
British standard spelling of endeavor.
She made every endeavour to succeed.
او تمام تلاش خود را برای موفقیت به کار برد.
مترادفها: effort، attempt
فعل
- سومشخص مفرد
- endeavours
- وجه وصفی حال
- endeavouring
- گذشته ساده
- endeavoured
- اسم مفعول
- endeavoured
کوشیدن، تلاش کردن، سعی کردن
British standard spelling of endeavor.
He endeavoured to finish the project on time.
او کوشید پروژه را به موقع تمام کند.
مترادفها: strive، attempt
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه endeavour را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.