دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی encapsulate به فارسی
در پوشینه (کپسول) قرار دادن، پوشینهدار کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: incapsulate
ریشهشناسی
From en- + capsule + -ate.
فعل
- سومشخص مفرد
- encapsulates
- وجه وصفی حال
- encapsulating
- گذشته ساده
- encapsulated
- اسم مفعول
- encapsulated
در پوشینه (کپسول) قرار دادن، پوشینهدار کردن
To enclose something in, or as if in, a capsule.
The scientists worked to encapsulate the medicine in tiny capsules.
دانشمندان تلاش کردند تا دارو را در کپسولهای کوچک پوشینهدار کنند.
خلاصه کردن، کوتهوار کردن، لب مطلب را گفتن
To epitomize something by expressing it as a brief summary.
an encapsulation of his thoughts
خلاصهای (کوتهوارهای) از اندیشههای او
در یک رابط مشترک محصور کردن بهگونهای که اشیا قابل تعویض باشند و وضعیتشان از تغییرات نامعتبر محافظت شود
To enclose objects in a common interface in a way that makes them interchangeable, and guards their states from invalid changes.
The class encapsulates its data members.
کلاس اعضای دادهای خود را محصور میکند.
دادهها را در بستههایی محصور کردن که با یک پروتکل مشخص قابل انتقال باشند
To enclose data in packets that can be transmitted using a given protocol.
The protocol encapsulates the data in a header.
پروتکل دادهها را در یک هدر محصور میکند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه encapsulate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.