دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی enactment به فارسی
تصویب، وضع، رواگانی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From enact + -ment.
اسم
- جمع
- enactments
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
تصویب، وضع، رواگانی
The act of enacting, or the state of being enacted.
the enactment of bills
وضع لوایح
بازی، اجرا
The act of playing the part of.
The actors' powerful enactment of the play was breathtaking.
اجرای قدرتمندانهٔ بازیگران از نمایش نفسگیر بود.
تصویب قانون، وضع قانون
The act of making (a bill) into law.
The enactment of this law will be a great step backward for our country.
تصویب این قانون گام بزرگی به عقب برای کشور ما خواهد بود.
قانون، لایحه، مصوبه
A piece of legislation that has been properly authorized by a legislative body.
The enactments passed by the council that year included sweeping reforms.
مصوبات شورا در آن سال شامل اصلاحات گستردهای بود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه enactment را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.