دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی employment به فارسی

کار، شغل، حرفه

بریتانیایی: /ɪmˈplɔɪ.mənt/ آمریکایی: /ɪmˈplɔɪ.mənt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: imployment obsolete

ریشه‌شناسی

From employ + -ment, from Old French emploier, from Latin implicare.

اسم

جمع
employments
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

کار، شغل، حرفه

The occupation or work for which one is used, and often paid.

He is looking for full-time employment.

او در جستجوی کار تمام وقت است.

مترادف‌ها: employ، hire

متضادها: unemployment

۲.

استخدام، به کار گماری

The act of employing.

The personnel director handled the whole employment procedure.

مدیر پرسنل کل فرآیند استخدام را مدیریت کرد.

۳.

اشتغال، کارمندی

The state of being employed.

Employment in the private sector is on the increase.

اشتغال در بخش خصوصی رو به افزایش است.

۴.

کاربرد، استفاده

A purpose, a use.

The employment of traditional methods in farming can lead to sustainable agriculture.

استفاده از روش‌های سنتی در کشاورزی می‌تواند به کشاورزی پایدار منجر شود.

۵.

فعالیتی که شخص وقت خود را به آن اختصاص می‌دهد

An activity to which one devotes time.

Gardening is a pleasant employment for retirees.

باغبانی فعالیت خوشایندی برای بازنشستگان است.

۶.

نرخ اشتغال، تعداد افراد شاغل

اقتصاد

The number or percentage of people at work.

The government aims to increase employment.

دولت قصد دارد اشتغال را افزایش دهد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه employment را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.