دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی empathize به فارسی

همدل بودن با، همدلی کردن

بریتانیایی: /ˈem.pə.θaɪz/ آمریکایی: /ˈem.pə.θaɪz/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: empathise UK، Canadian، Australian

Used similarly to sympathize, interchangeably in looser usage. In stricter usage, empathize is stronger and more intimate, while sympathize is weaker and more distant.

ریشه‌شناسی

From empathy, from Ancient Greek ἐμπάθεια (empátheia).

فعل

سوم‌شخص مفرد
empathizes
وجه وصفی حال
empathizing
گذشته ساده
empathized
اسم مفعول
empathized
۱.

همدل بودن با، همدلی کردن

ناگذرا

To feel empathy for another person.

I tried to empathize with my cellmate.

کوشیدم که با هم‌زندان خود همدلی برقرار کنم.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه empathize را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.