دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی empathize به فارسی
همدل بودن با، همدلی کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: empathise UK، Canadian، Australian
Used similarly to sympathize, interchangeably in looser usage. In stricter usage, empathize is stronger and more intimate, while sympathize is weaker and more distant.
ریشهشناسی
From empathy, from Ancient Greek ἐμπάθεια (empátheia).
فعل
- سومشخص مفرد
- empathizes
- وجه وصفی حال
- empathizing
- گذشته ساده
- empathized
- اسم مفعول
- empathized
همدل بودن با، همدلی کردن
To feel empathy for another person.
I tried to empathize with my cellmate.
کوشیدم که با همزندان خود همدلی برقرار کنم.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه empathize را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.